متنی که در ذیل می توانید مطالعه نمائید برگرفته ای است از صفحات 78 تا 84 کتاب "درباره مفهوم زمان" که خود تحریری است از سخنان استاد فقید دکتر سید احمد فردید برای دکتر علی قیصری در دی ماه 1358. همانطور که قبلا طی چند مطلب در همین وبلاگ عنوان شده اشکالاتی در تحریر کتاب مذکور بنظر می رسد لذا نگارنده ضمن اعمال برخی اصلاحات جزئی کلماتی را نیز اضافه نموده که داخل {} قرار داده شده اند. کلمات داخل [] نیز اضافاتی است از طرف دکتر قیصری:"در این جهان وانفسا - که اصلا هیچ گونه مروتی باقی نیست، یک دم شما غفلت کنید... - نمی شود گفت که "ایدئولوژی" باطل است. بله {ایدئولوژی} باطل است با ذکر و فکر صحیح ولی عملا فی المثل در مقابل ایدئولوژی های روسی باشد...شرق باشد، غرب باشد، اگر یک مملکت ضعیفی مثل ایران بگوید که من فقط به خدا پناه می جویم و ای خدا تو حقی ... اینکه نمی شود! بالاخره خدا هم اسبابی به ما داده. مسئله عبارت از این است که توحید به عقیده من اقتضاء می کند که این ایدئولوژی را مطلق نگیرند. این "گره" هست در اینجا – سیری پیدا کرده به نام خدا، بعد می گوید: "ایدئولوژی قرآن". ببینید! این حرف درست نیست. مسائل آخرالزمان را هم حمل بر قرآن می کند. پس فردا بشر ایدئولوژی ندارد. بنده اعتقادم این است که پس فردا بشر فلسفه هم ندارد. برای این که فلسفه یونانیست. {پس فردا} بشر متافیزیک هم ندارد. "علم" خواهد داشت، علم به...(در اصل یک واژه نامفهوم) [ولی] ما نمی دانیم چگونه خواهد شد. همین اندازه می بینیم که بشر به جائی رفته که بُعدِ از خدا پیدا کرده ، ولی در متن بعدِ از خدا ، خدا خواسته که به یک اسراری پی برده که این اسرار، اسرار علمی است، مثل اینکه فرض کنیم سیبرنتیک (Cybeetique) ، یا کشفی که کرده است از قوای
برچسب:
نویسنده: باران پورعلی
تاريخ: سه
شنبه
30 آبان
1402 ساعت: 11:56